|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:43 توسط علی صمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سالهاست که سالها میگذرند و سالهای جدید کهنه میشوند و اندک اندک به خاطره ها و تاریخ می پیوندند. و در اين ميان تنها خاطرات آيينه دار حرمت رويدادها هستند.خاطراتي كه از هر آدم به جا ميماند... تاريخ ساخته ميشود... و بعضيها تاريخ را مينگارند... و همه ميدانند كه تاريخ تكرار ميشود... و به يقين تاريخ تكرار ميشود و ديروزها به سراغ امروزها ميآيند... چه خوب است... بايد خنديد... من چه سبزم امروز... و چه اندازه تنم هشيار است... فروردين هم به پايان ميرود... قرار است در اردیبهشتی سبز سبز چون بهشت پا بگذارم... اما يادم نخواهد رفت كه رفتن دليل نبودن نيست در آسمان تو پرواز مي کنم عصري شاداب و غروبي شادابتر تر در پيش دل مهربانم را به دوش مي کشم تا آن سوي مرزهاي دنیای فرداها نمایانش کنم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:24 توسط علی صمدی
|
|
||